مرکز “اسلامی ” یا پایگاه تروریستی

Andisha e Nau

مرکز “اسلامی ” یا پایگاه تروریستی

به سلسله ی اخبار و گزارشهای نا هنجاری که از درون کشور مصیبت زده یی بنام افغانستان، پیوسته به بیرون میرسد، یکی دیگرهم، برنامه ی فساد برانگیز رژیم وهابی عربستان سعودی مبنی بر ایجاد یک پایگاه مطمئن طالب سازی و تروریست پروری، اینبار در قلب شهر باستانی کابل، ظاهرا بنام ” مرکز اسلامی” ، آنهم به اسم ملک عبدالله است .
درقبال چنین یک اقدام خطرناک، گفته شده که این مرکزِ به اصطلاح اسلامی که به مصرف بیشتر از یکصد ملیون دالرامریکایی و در یک ساحه ی بسیار بزرگ یکصد و شصت جریب زمین، آنهم بالای تپه ی باستانی ” مرنجان ” بنا میشود، در منطقه، ” بی نظیر ” خواهد بود وشایقان اموردینی و مذهبی را از رفتن و تحصیل کردن به مدارس پاکستانی بی نیازخواهد ساخت.
هرچند دراین مورد ِخاص، گفتنی ها به حدی است که درواقع، نگارش اثر جداگانه یی را می طلبد، با آنهم، مدتی قبل مقاله ی فشرده یی را زیرعنوان ” دشمن پنهان ملت افغانستان” ، نوشتم که از ورأ صفحات نشریه ی وزین ” گفتمان” به نشر رسید. وحالا که یک بخش دیگر توطئه های خونین رژیم سعودی علیه ملت و مملکت عزیزما رسماً آشکار شده است ، میخواهم نکات برجسته و ضروری را درقبال ” مرکز اسلامی ملک عبدالله ” که قرار است بر گُرده ی مردم رنج کشیده ی ما اعمار شود، نشانی کنم تا رفع مسوولیت وجدانی و تاریخی کرده باشم :
اول) بنای این مرکزپُرخرچ و ظاهراً ” بی نظیر” توسط عربهای وهابی، به هیچصورت انگیزه ی صرفاً دینی و خیر خواهانه نداشته ، بلکه درحقیقت امر، یک پروژه ی کاملاً سیاسی- ایدئولوژیک میباشد.
دوم) درشهرکابل، شهری که از یکطرف صدها مسجد خورد و بزرگ را در آغوش خود جا داده ونیازنمازگزاران را رفع نموده اند، از سوی دیگر، هزاران هزارانسان گرسنه و پابرهنه و بیکار و بی سرپناه، همین اکنون چشم به کُمک و دستگیری انسانی و عاطفی ثروتمندان دارند، ایجاد “مرکزاسلامی ” ملیونها دالری نه تنها کوچکترین ثوابی در قبال ندارد که از زمره ی بزرگترین گناهان بشری نیز بحساب میرود.
سوم) اعمارچنین مرکز بزرگ ظاهرأ اسلامی، درواقع، تکیه گاه و پرورشگاه مطمئن افکار و اندیشه های خطرناک مذهب وهابی علیه مذهب اهل تشیع درافغانستان و منطقه بوده نتیجه ی خونین و تأسف بارتقابل مذهبی را در قبال خواهد داشت.
چهارم) ازموجودیت این مرکز به اصطلاح اسلامی، بازهم حکومت پاکستان و شبکه ی استخبارات ارتش آن کشور، با فرستادن صد ها عنصرجاسوس و طالب و تروریست، درجهت پیشبرد مقاصد تروریستی و ضد افغانی شان استفاده خواهند نمود، همانسان که ازموجودیت مکاتب ” رحمان بابا ” و ” خوشحالخان ختک” در دوران زعامت (ظاهر- داوود) درکابل ، استفاده ی بزرگ سیاسی و استخباراتی بعمل آوردند که مردم ما، نتایج تلخ آنرا دروجود کودتای هفتم ثورو پس ازان، عملاً لمس کردند.
پنجم) ایجاد چنین یک کانون پُرفساد سیاسی نمیتواند بیانگر هدف یا اهداف ستراتژیک ( عربستان – پاکستان – انگلیس) نباشد. چون طراح اصلی و اولی مذهب جدید وهابیت بازهم وزارت مستعمرات انگلیس درقرن هجدهم میلادی بود، بنابران، ترویج و گسترش این مذهب خونریز درمنطقه وجهان نیز هدفهای انگلیسی و استعماری را بر آورده خواهد ساخت.
البته در آینده ، تماسهایی با پدیده ی وهابیسم ، منشأ، مقصد و خطرات آینده ی آن خواهیم داشت و اما طی همین نبشته، آشکارا باید گفت که چون تفاهمنامه ی مربوط به اعماراین پایگاه تروریستی و اعطای یکصدو شصت جریب زمین، ملکیت ملت افغانستان درساحه ی سبز شهر کابل برای عربها، در دوران زعامت حامد کرزی صورت میگیرد ، بنابران، مسوولیت تاریخی ، اجتماعی و سیاسی ناشی ازان، در قدم اول، بدوش وی سنگینی خواهد کرد، مگر آنکه با در نظر داشت ظرافت های سیاسی ، منافع دراز مدت ملت افغانستان و درک بموقع خطای سیاسی اش، هرچه زودتراین تفاهمنامه ی خطرناک را ملغی اعلام نماید.
هم میهنان گرامی ! بیاد داشته باشید که افغانستان معاصر، نه تنها دردهه های اخیر، میدان رقابتهای خونین ژئوپولیتک و ژئو واکونومیک ِقدرتهای بزرگِ جهان قرار گرفته ، بلکه به میدان رقابت ها ی ایدئولوژیک ، بخصوص، بمثابه ی لابراتوارفعالیتهای اسلام سیاسئی نوچه های استعمارجهانی نیز مبدل شده است .
بنابران ، اگر هرچه زود تر بخود نیاییم ، متحد نشویم، فریاد های اعتراضی و افشاگرانه ی مان را بلند نکنیم و مشت محکم به دهن دشمنان عربی و عجمی مان نکوبیم ، دیری نباشد که دستان نا پاک استعمار، از مردم و مملکت محبوب ما، معجون مرکب فاقد ارزش ها و اصالتهای دینی و تاریخی و افغانی بسازند و آنگاه بسیار دیر خواهد بود!
امید که این سخنان مختصر، زنگ خطری شود بگوشهای هموطنان و حکومت مداران افغانستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *