تلاش در راه ایجاد کدر رهبری واحد و زعامت ملی در افغانستان

( این طرح از طرف اندیشه نو نیست)

تلاش در راه ایجاد کدر رهبری واحد
و زعامت ملی

سال 1392 خورشیدی

همو طنان گرامی !
اگر ما با تعقل و دور از تعصبات مذ هبی ، لسانی ، قومی ومنطقوی و همچنان، بدون پیوند های خاص سیاسی ، با دیدی وسیع و با قضاوتی عادلانه پیامد های شرم آور سی و چهار سال گذشتۀ کشور خویش را اولاً از بعُد داخلی مورد مطالعه قرار دهیم ، دیده میشود که پیروی کورکورانه از احساسات ملی، گرایش به ایدئولوژی های افراطی و عدم پختگی سیاسی در کشور، آنهم در عدم حضور کدر رهبری واحد و زعامت ملی از یکطرف و صدور فتوا های مصلحتی و ازقبل پلان شده مبنی بر هجرت گزینی و فرارازکشور (درسالهای جهاد )، و در نتیجه، پراگنده گیهای هموطنان ما درکشور های بیگانه و بالاخره ، بی تفاوتی و خاموشی گزینی اکثریت ملت درمقابل خوشخدمتی و بیگانه پرستی عدۀ قلیل فروخته شده که پیوند شان با دستگاه های استخباراتی کشورهای منطقه و جهان برقرار است ، عوامل اصلی و اساسی کلیه فجایع در کشور ما را تشکیل میدهد و همین عوامل، بالاخره موجب آن گردید تا ملت قهرمان ما که به تازه گی بزرگترین ابر قدرت جهانی را به زانو در آورد و باعث رهایی کشورهای در بند اروپای شرقی و نابودی دیوارحایل میان دو آلمان گردید، اما سرنوشت خودش هنوزهم بدست خارجی ها باقی مانده و هنوز هم این آینده و سرنوشت توسط همان خارجی های غدار رقم زده میشود. عامل عمدۀ دیگر اینست که متأسفانه طبقۀ آگاه ، نخبه، دانشمند و تحصیلکردۀ وطن ، به اسباب و عوامل فوق الذکر کم توجه بوده اند، درحالیکه دشمنان سوگند خوردۀ داخلی با رهنمایی های پلان شدۀ اربابان خارجی شان از همین خالیگاه و از همین کم توجهی استفادۀ نموده در قدم اول بعد از سقوط بقایای حکومت دست نشاندۀ روس به رهبری دکترنجیب الله ، جنگهای بین التنظیمی را به راه انداخته ضربات شدیدی بر پیکرملت و مملکت افغان وارد آوردند.
درمرحلۀ دوم این درامه، با تغییردادن روشها و تاکتیکهای سیاسی در ماه دسمبر سال 2001 میلادی و انعقاد کنفرانس بن و به بهانۀ بازسازی، تأمین امنیت و دموکراسی برای افغانستان، بازیهای دیگری را آغاز کردند. هرچند در نتیجۀ این بازی جدید، مردم افغانستان مؤقتاً از بیداد گری جنگهای تنظیمی رهایی یافتند، اما در عوض آن، ملت و کشورما در یک معادلۀ نا جوانمردانۀ چهار بُعدی سیاسی طوری قرار داده شدند به این معنا که :
1-دولت نوتشکیل به رهبری حامد کرزی درنبود نیروی ملی متحد و زعامت ملی مدبر، در دریایی از فساد اداری ومالی، بیماری رشوه ستانی، اختلافات درونی (میان قوۀ سه گانه )، قاچاق مواد مخدر و بیعدالتی جانسوز غرق گردید ه مسوولین و منسوبین نهاد های دولتی، با روز گذرانی در فکر ادامۀ حیات سیاسی خویش شدند و بس. جناح های ” اپوزیسیون ” درکشور ( که قسماً درمکانیسم دولتی نیزسهم دارند)، با موضعگیریهای حیله گرانه و تبلیغات سیاسی ، مصروف براه انداختن جنگهای زرگری، تبانی و معامله میباشند تا با ایجاد شرایط مساعد؛ مجدداً بقدرت و حاکمیت سیاسی و دولتی نایل آیند.
2-گروه های مسلح تروریستی ازماورای سرحد و مناطق کوهستانی، ظاهراً بنام شریعت خواهی و اسلام پناهی قدم بخاک پاک ما میگذارند و با براه اندازی عمل ترور، انفجار، انتحار، فرش ماین های کشنده، سنگسار، اعدام، قطع دست و پا، اختطاف و استبداد، از ملت بیگناه و بی پناه افغانستان انتقام میکشند. این گروه ها نیز در تلاش هستند تا به همکاری و همسویی اربابان خارجی شان مجدداً به ” امارت ” و حاکمیت برسند.
3-در بعُد خارجی باید گفت که جامعۀ جهانی با بکار گیری سیاستهای چند پهلو، مغشوش و شیطنت آمیز، میخواهند اذهان و افکار مردم افغانستان و جهان را بفریبند و بسوی اهداف تعیین شدۀ خودش شان بشتابند. کشور های همسایه نیز بسیار زیرکانه و با همکاری اجیران افغانی شان، میخواهند تحت عناوین فریبندۀ مثلاً ” دین ” و ” مذهب ” و ” زبان ” و ” منطقه ” و ” … ” ، پلانهای نابود سازی بیشتر این ملت غمدیده را فراهم آورند. تعداد زیادی از افراد و گروه های آزادیخواه و جریانات سیاسی دهۀ دموکراسی، درسالهای جهاد توسط نیرو های استعماری درداخل و خارج کشور به قتل رسیدند و تعداد دیگری به کشورهای اروپایی پناهنده شده قسماً به فراکسیون بازیهای سیاسی پرداختند و قسماً هم درکنار دولت کرزی قرار گرفتند.
4-تنها بُعد چهارم که شامل دانشمندان، نخبه گان، روشنفکران آگاه و متعهد، روحانیون انقلابی ، علمای واقعی، بزرگان اقوام مختلف ، افراد مستقل، نهاد های مدنی و سازمانهای اجتماعی ، فرهنگی و احزاب سیاسی غیر وابسته بحیث پیشقراولان این ملت درحال انتظار بوده و قابلیت ایجاد گری و تغییر آوری را دارند که باید خود به ناجی خویش مبدل گشته و می بایستی با یک حرکت وسیع علمی و تحقیقی، عملاً با یک قدرت مردمی ، یک معادلۀ با نفوذ را در ساحۀ سیاسی در داخل و خارجی کشور و جامعۀ بین المللی تبارزدهند. زیرا تا هنوزجایگاه مبارزان و رهبران ملی متأسفانه در کشورما خالی بوده و با سؤاستفاده از همین خلا است که مشتی قلیل از قاتلان، جباران، وطنفروشان و دهشت افگنان بعنوان ابزار دستگاه های مذهبی و استخباراتی همسایه های ما قرار گرفته و به فرمان آنها کشور ما را درحالت خطرناک قرارداده اند. بنابران، مادر میهن، سخت انتظار رهایی با دستهای قوی و نیرومند فرزندان دلسوز خویش میباشد. اگر شما فرزندان واقعی میهن عزیز، اعم از زن و مرد و پیر و جوان دست بدست هم ندهید به یقین که مافیای مذهبی ، تباری، سیاسی و نظامی با همدستی شرکای جرم شان ، زمینۀ انهدام کامل این سرزمین را فراهم ساخته و با دخالت چوهدریهای پنجابی و آخوند های ایرانی، یک فلسطین ثانی در کشور ما به وجود خواهند آورد. پس چه باید کرد ؟ و راه برون رفت چه خواهد بود؟
هموطنان گرامی ! مادران و پدران بزرگوار ! خواهران و برادران عزیز و ارجمند !
درتحت شرایط حاد امروز که تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و هویت ملی ما در خطرجدی قرار گرفته ظلم و استبداد به حد نهایی رسیده ، فقر و بیچاره گی ، گرسنه گی و بی پناهی دامنگیر حال اکثریت با شنده گان این سر زمین گردیده ، خیل معتادان درحال گسترش هستند، مهاجران داخلی و خارجی مامورد تهدید و تحقیر وحتی اعدام قرار گرفته و بالاخره همسایۀ غدارما ده ها کیلو متر به داخل خاک پاک ما قدم گذاشته است ، آیا اینهمه که گفته آمد مشکل یک قوم ، یک منطقه و یک مذهب خواهد بود؟ مصایب امروز، در واقع ، یک فاجعۀ درد ناک ملی است . پس باید هرچه عاجلتر رفتارها، هنجارها و شیوه های بی نتیجۀ گذشته را کنار گذاشته یکی شویم. تجربۀ سی چهار ساله نشانداد که هیچ گروه ، نهاد، سازمان یا حزب نمیتواند به تنهایی کاری را در برابر اینهمه دسایس و فتنه انگیزی ها انجام دهد. لهذا، باید با هوشیاری کامل گام گذارده از تکروی ها ، سازمان سازیها، ریاست خواهی ها و رهبر شدن ها صرف نظر نموده همه درهمه جا و بدون هر نوع تعلق، تملق و تعصب، متحدانه تلاش ورزیم تا پروسۀ ملت سازی را فراهم ساخته زمینۀ ایجاد یک کدر رهبری سالم ، واحد، ملی ، مسلکی و مدبر را بخاطر تأمین منافع علیای کشورمحبوب ما تدارک ببینیم . از همین راه و طریق میتوانیم با همکاری سازمان ملل، پارلمان اروپا، کنفرانس کشور های اسلامی، کنفرانس کشور های غیر منسلک و دیگرمنابع بین المللی، تا قبل ازپایان سال 2014 میلادی، از حقوق حقۀ ملت افغانستان حمایت و دفاع دلیرانه نموده با برخورداری از یک کدر علمی و دپلوماتیک ورزیده ، در مناظرات سیاسی بین المللی قناعت کشورهای کمک کننده را حاصل نماییم.
ما، برای برون رفت از حالت رقت بار کنونی کشور و رسیدن به یک راه حل اساسی، چند وظیفۀ آتی را پیشنهاد مینماییم :
1-تعیین یک هدف روشن سیاسی
2- انتخاب یک کدر رهبری مجرب ، علمی و مسلکی غرض رسیدن به یک زعامت ملی مقتدرو مسوولیت پذیر
3- جلب و جذب حد اقل پنجاه هزار افغان شامل افراد و اشخاص مستقل ، آگاه، آزاد ، ملی و مردمی و همچنان ، نهاد ها، سازمانهای فرهنگی ، اجتماعی ، مدنی و سیاسی غرض حمایت از این پروسۀ ملی در داخل و خارج کشور
4- تبلیغ و ترویج عاجل این اندیشه و افکار ملی توسط کلیه معتقدان ، وفاداران و طرفداران پروسۀ مورد نظربه منظورروشن ساختن بیشتر اذهان عامه.
5- تقسیم و ظایف و مسوولیت پذیری هر فرد علاقه مند به این پروسه مبنی بر وظایف تعیین شده توآم با صلاحیتها و مسوولیتها .
6- سپردن تعهد کتبی میان علاقه مندان این حرکت بخاطر تحقق ارمان ملی و جلو گیری از بروز هرنوع سؤ استفاده و سؤ رفتار
7- برگزاری مجالس انتخاباتی برای کاندیدا ها بخاطر ایجاد کدر رهبری
حال، آرزوست روشنی بیشتر در همین موارد افگنده شود :
1-تعیین هدف مشخص و اساسی : طوریکه اکثریت ملت افغانستان به شمول نهادها وسازمانهای مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و مدنی می پذیرند که افغانستان زمانی میتواند به مشکلات موجود فایق آید که اولاً یک افغانستان واحد، مستقل و آزاد با حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، تساوی حقوق میان افراد جامعه و با استقرار نظام قانون دران وجود داشته باشد. البته اساسات یک دولت مرکزی درافغانستان هم طی کنفرانس بن در سال 2001م پذیرفته شد و فیصله های این کنفرانس، میتواند سنگ بنای بخضی از کار و تلاش این حرکت تلقی گردد.
2- انتخاب یک کدر رهبری واحد و زعامت ملی با مسوولیت: اهداف شامل این حرکت ملی پیشنهادی زمانی تحقق یافته میتواند که یک کدر رهبری واحد به اساس خواست و نیت پاک وطندوستانه توآم با عشق به آسایش ملت افغان و علاقۀ عمیق به کشور بمیان بیاید. این کدر رهبری واحد، بایدبر شایسته گی، دانش، تقوا، پرهیزکاری ، فضیلت ، تجربه ، سوابق نیک و دیگر برازنده گی ها متصف و متکی باشد.
کدر رهبری متشکله باید پس از طی دو مرحلۀ انتخاباتی ( شهری و کشوری ) ، به مجمع عمومی معرفی شده و بعد از گزینش مجمع عمومی ، بحیث کدر رهبری انتخابی شناخته شود. چنین یک کدر رهبری انتخاب شده میتواند در رآس مبارزات ملت افغانستان قرار گرفته اعتماد مردم را در پروسۀ عملی جلب نماید. چنین یک مکانیسم اصولی و انتخابی میتواند با حاکمیت زورمندان و باجگیران و حامیان خارجی آنها مقابله نماید.
حال این سوال مطرح میشود که در تحت شرایط نا گوار سیاسی ، نظامی و اقتصادی امروز چطور و با کدام امکانات میتوانیم چنین حرکت بزرگ ملی را در داخل و خارج کشور به راه اندازیم ؟ علاوه ازان ، بعضی ها میگویند سخن گفتن در این باره آسان است ؛ ولی عمل کردن دشوار و حتا ناممکن . بخاطرارائۀ پاسخ به این نوع سوالها، مجوریم موضوع را به دو بخش جداگانه تقسیم نموده آنرا به بررسی بگیریم :
الف ) چه روشهایی را اختیار نماییم تا به همکاری همه جانبه و ایجاد مکانیسم عملی، به زمینه های مساعد تفاهم نایل آییم ؟
ب ) چه مکانیسمی را مورد استفاده قرار دهیم تا یک حرکت یا یک پروسه طوری ایجاد گردد که مورد اعتماد اکثریت هموطنان ما قرار گرفته توجه و همنوایی اکثریت افغانها را بخود جلب نماید تا این روند به ایجاد رهبری جمعی و ملی مبدل گردد ؟
به اعتقاد ما، رعایت این نکات مهم و ضروری است :
جنگهای روانی و تبلیغاتی دشمنان ملت ما همراه با دسایس و توطئه های گوناگون ادامه داشته و این دسایس و توطئه ها، حس عدم اعتمام نسبت به یکدیگر را درذهن و ضمیر ما افغانها ایجاد کرده است ، بنابران، هموطنان گرامی باید بخاطرطرد دسایس دشمنان و رسیدن به هدف پاک ملی، خلاف آرزوی دشمنان حرکت نمایند. ما اطمینان داریم که اگر پنج نکتۀ آتی درنظر گرفته شده و بدانها متکی شویم ، درحقیقت ، به هدف های ملی نزدیک و نزدیکترخواهیم شد :
1-خواستن : یعنی قبل از آنکه کسی ما را وادار سازد، خود ما از اعماق قلب خویش خواهان آغاز یک چنین حرکت افغانستان شمول باشیم.
2-تصمیم گرفتن و ارادۀ مستحکم داشتن : یعنی ما بدون فشاراز بیرون، خود توان تصمیم گیری و ارادۀ راسخ را در این زمینه داشته باشیم.
3-تلاش ورزیدن : یعنی ما به میل و رغبت خودمان در راه اشتراک در این حرکت و رسیدن به هدف پاک ملی ، از هیچ نوع سعی و تلاش دریغ نکنیم.
4- باورمند و معتقد بودن : یعنی ما بدون فشار و تقاضای کسی ، خود با اتکا به خدا و ایمان به پیروزی به سوی ایجاد یک رهبری سالم ملی حرکت نماییم .
5-ارج گزاری به منافع ملی کشور ک یعنی قلباً منافع شخصی و قومی و لسانی و محلی و …. را فدای منافع ملی کشور نمودن و منافع ملی را بالاتر از همه چیز دانستن و آنرا بعنوان فریضۀ دینی پذیرفتن .
با داشتن صفات فوق، نه تنها این حرکت را، بلکه مشکل ترین چالشها و تنشها را رفع کرده طلسم ” ناممکن ” بودن را بصورت عملی خواهیم شکست. برای ایجاد اعتماد از دست رفته میان هموطنان گرامی و جلب و جذب شان در یک حرکت ملی ، بازهم نکات آتی باید مدنظر گرفته شود تا ممثل ارادۀ واقعی ملت عزیز ما گردد:
1)این حرکت بحیث یک پروسۀ ملی از اولین گامهایش تحت هیچ شرایطی حالت انحصاری نداشته کمایی کردن شهرت شخصی ، گروهی ، سازمانی و حزبی در آن را ه نخواهد داشت. کیش شخصیت مانند رییس بودن، لیدرشدن و رهبر بودن را در آن راهی نخواهد بود. و بالاخره، با طرد کلمات و اصطلاحات ( من – تو- آنها و شما) و استفاده ازکلمۀ ( ما ) ، این
پروسه بیک حرکت جمعی مبدل شده متعلق به همه ملت خواهد شد.
2)این حرکت عملاً متعلق به هیچ مذهب ، قوم ، لسان ، منطقه و یا سازمان و نهاد خاص نبوده ، بلکه یک حرکت کاملاًسچۀ افغانی و متعلق به کلیه باشنده گان افغانستان در داخل و خارج کشور میباشد.
3)هیچ فرد، نهاد، سازمان مذهبی، مدنی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی حق ندارد از موقف و امکانات این حرکت ملی به نفع شخصی استفاده نماید و یا عقاید شخصی اعضای آن

در رابطه به مسایل سیاسی کشور بیانگر اصل موقف رسمی این حرکت بوده نمیتواند. 4) بخاطر جلو گیری از گرایش های انحصاری و هرنوع سؤ تفانهم در حال حاضر کدام نام و عنوان خاص برای این پروسه تعیین نکرده صرفاً بخاطر معرفی و شناساندن آن به هموطنان گرامی در سراسرجهان، عجالتاً عنوان ” تلاش در راه ایجاد یک کدر رهبری واحد و زعامت ملی ” میتوان برگزید. زیرا انتخاب نام مشخص و کلُی برای این حرکت، از صلاحیت های مجمع عمومی میباشد.
5) بخاطر جلو گیری از سؤتفاهمات و ایجاد تنشها و یا بروز هر نوع اختلاف ، در حال حاضر کدام اساسنامۀ مشخص هم درمیان نیست، کارت عضویت هم برای شاملین این پروسه توزیع نشده و حق العضویت هم مورد بحث نیست. زیرا انجام چنین کار ها از جملۀ وظایف مجمع عمومی میباشد.
6) ارائۀ طرح پیشنهاد نیز از وظایف مجمع عمومی است که در موقعش صورت خواهد گرفت.
7) احترام به کرامت انسانی ، تساوی حقوق میان همه باشنده گان افغانستان، شامل زن و مرد در داخل و خارج کشور، از اولیت های اساسی این حرکت میباشد.
8)دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی زنان میهن از جملۀ وظایف عمده و مهم این حرکت بوده از سهمگیری فعال زنان شجاع افغان، صمیمانه استقبال بعمل خواهد آمد.
9) پیوستن ، جلب و جذب جوانان افغان اعم از دختران و پسران که آینده سازان کشور هستند، از زمرۀ مسوولیتهای عمدۀ این حرکت بحساب میرود.
10) این پروسۀ ملی مربوط به افغانها یک شهر و یا یک مملکت نبوده، بلکه پروسه یی است افغانستان شمول و در بر گیرندۀ کلیه افغانها مقیم خارج.
11) این حرکت ملی به اساس رهبری جمعی ، یعنی از پایین به بالای هرم سیاسی با همکاری های همه معتقدان و وفاداران آن طوری را ه اندازی خواهد شد که کدر رهبری و زعامت ملی آن، طی مراحل مشخص شامل مندرجات این مسوده از میان همه اشتراک کننده گان انتخاب خواهد گردید.
12) این حرکت ملی، در مرحلۀ ابتدایی قرار داشته در شرایط فعلی هدف اصلی آن دریافت یک راه معقول و بدون ایجاد تنشها و بحث های جنجال برانگیزیا تخریبی بوده هر هموطن شامل این پروسه مبرا از هرنوع پیوند سیاسی ، میتواند پس از تفکر عمیق و با استفاده از آرامش خاطر، سالم ترین ، برجسته ترین ، صادق ترین و با پشتکار ترین شخصیت ها را به مجمع عمومی معرفی نماید.
13) مجمع عمومی هم بزرگترین و با صلاحیت ترین مرجع برای این حرکت ملی بوده اعضای آن در حدود هشتصد تا هزار نفر انتخابی خواهد بود.
14) دراین مجمع عمومی ، نماینده های کلیه نهادها، سازمانهای مدنی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی که غیر وابسته باشند، سهم گرفته میتوانند.
با درنظر داشت مواد فوق و بخاطر اکمال بیشتر حرکت ملی در راه ایجاد یک مجمع عمومی و انتخاب کدر رهبری واحد و زعامت ملی بخواست اکثریت ملت کارو تلاش لازم ادامه خواهد یافت.
آنچه بیشتر از همه مهم است اینست که ما باید در این پروسه، برخلاف گذشته ها، یک مکانیسم جدید را در نظر بگیریم که باساس آن سخن و عمل دقیقاً سنجیده شده و میتود ها و پرنسیپ ها کاملاً جدی گرفته شوند. هرهموطن شامل این مکانیسم و علاقه مندان به این حرکت ملی، از همان آغاز همکاری خویش، مطابق به مندرجات مسودۀ حاضر، صلاحیت ها، مسوولیتها، حقوق و امتیازات مربوط به وظایف خویشرا شناخته و میدانند که موضوعات اساسی مورد بحث از صلاحیت های مجمع عمومی میباشد.
باید در اینجا علاوه شود که این پروسه در شرایط فعلی، دارای سه بخش آتی میباشد :
الف) مجمع عمومی و انتخاب کدر رهبری و زعامت ملی
ب) جلب و جذب هموطنان برای پیوستن در این پروسه
ج) تقسیم وظایف و مسوولیت پذیری شاملین این حرکت ملی.
اینک، در مورد هریک از مواد بالا، توضیح بیشتر ارائه میشود :
مجمع عمومی : چنانکه قبلاً هم گفته آمد، عالی ترین، با صلاحیت ترین و مسوول ترین مقام این حرکت ملی بوده اعضای آن طی دو مرحلۀ انتخاباتی ( شهری و کشوری ) به این مجمع معرفی میشوند. نا گفته نباید گذاشت که افرادی مانند رجال برجستۀ ملکی و نظامی که از این پروسه آگاهی نداشته و از طرف کمیته های تدارکاتی شناسایی شده و از آنها دعوت بعمل می آید و از آنعده کارشناسان، کارمندان و متخصصان مورد نیاز در بخشهای مختلف این پروسه، از انتخابات شهری و کشوری مستثنی بوده اما در انتخابات مربوط به مجمع عمومی سهیم بوده حق کاندیدا و رای دهی را خواهند داشت.
وظایف مجمع عمومی : اعضای مجمع عمومی، علاوه از وظایف تعیین شدۀ شان، وظایف آتی را نیز بعهده خواهند داشت :
-افتتاح مجلس بزرگ ( مجمع عمومی )
– ادای سوگند وفاداری به منافع ملی
– گزینش کمیتۀ مؤقت نظارت بر انتخابات از میان اعضای مجمع عمومی تحت نظارت کمیتۀ تدارک
– اعلان ختم وظایف کمیته های مقدماتی و تدارکاتی
– برپایی مراسم انتخابات و گزینش کدر رهبری و اعلان ختم وظیفۀ مؤقت نظارت بر انتخابات
– اتخاذ ترتیبات لازم برای انتخاب کدر رهبری به شکل مستقیم ، آزاد و دموکراتیک و نشر و پخش آن از طریق کانالهای تلویزیون های جهانی غرض آگاهی بیشتر ملت افغانستان
– تفویض صلاحیت به کدر رهبری از سوی مجمع عمومی پس از پایان مراسم تحلیف
وظیفۀ کدر رهبری بعنوان اقدام عاجل :
-تعیین کمسیون های مربوطه چون کمسیون ارزیابی ، غور و توحید کلیه طرح های پیشنهادی
– تعیین کمسیون کمپاین انتخاباتی ریاست جمهوری و پارلمان در داخل کشور
– تعیین کمسیون نشرات و تبلیغات غرض بلند بردن روحیۀ مردم در راه مبارزۀ سیاسی
– تعیین کمسیون ارتباط خارجی به منظور معرفی این پروسه و اهداف اساسی آن درمجامع بین المللی
– تعیین کمسیون پلانگذاری در امور ساختاراجتماعی، اقتصادی وسیاسی کشور
باید افراد واشخاص مسلکی، تخصصی ، خوشنام و با تجربه شامل این کمسیونها گردند.
حال باید گفت که ما چطور خواهیم توانست لااقل به تعداد پنجاه هزار افغان را بصورت داوطلبانه به این پروسه جلب نموده این حرکت ملی را تقویت نماییم؟
طوریکه همه میدانیم هر هموطن که اقدام به هر کاری مینماید، قبل از آغاز کار، با یک محاسبۀ دقیق، حد اکثر چهل تا پنجاه در صد ضایعات و تلفات و حتی برگشتها و مخالفت ها را در نظر می گیرد. اما اجازه دهید در مورد این حرکت تازه که یک حرکت بزرگ ملی خواهد بود، نود در صد ضایعات ، عدم همکاری، بی علاقه گی، تخریبات و امثالهم را بپذیریم. بنابرادعای اکثر برنامه سازان تلویزیونهای برون مرزی که میگویند اضافه از یک ملیون بیننده دارند . همچنان، بنابر ادعای افغانهای محترم و نهاد ها و اتحادیه های مقیم در شهر های مخلتف مبنی بر اینکه اضافه از یک ملیون افغان در کشور های اروپایی و امریکایی و آسترالیا ( به استثنأ ایران پاکستان ) و آسیای مرکزی طور مهاجر اقامت دارند. پس همین حالا از مجموع آنهمه افغان، تنها حضور و سهمگیری پنجاه هزار آن را که خواهان یک چنین حرکت ملی و مردمی هستند، برایتان عملاً به اثبات میرسانم ؛ بدین معناکه : همین یک ملیون بینندۀ برنامه های تلویزیونی و اضافه از یک ملیون مهاجر را تقسیم ده میکنیم ، یعنی صرف ده در صد آنرا علاقه مند و نود در صد آنرا بدون علاقه و حتی مخالف میپنداریم. پس در اینصورت، هنوز هم به تعداد یکصد هزار بیننده های تلویزیونی و مهاجرین خواهیم داشت که در کشور های مختلف زنده گی مینمایند. حال اجازه دهید بازهم یکصد هزار نفر را تقسیم نموده ازان جمله ، نود در صد آنرا بدون علاقه و حتی مخالف بدانیم . یعنی تنها ده در صد آنها واجد شرایط و خواهان اشتراک در یک چنین حرکت بزرگ ملی باشد. در چنین صورت هم به تعداد ده هزار افغان شامل این پروسه خواهند بود.
پس با وجود نظرات منفی و ندانم کاریها و غیره، یک مکانیسم کاملاً جدید با تعداد کافی از هموطنان گرامی خویش را با خود خواهیم داشت . این درحالیست که ده هزار افغان علاقه مند، متعلق به ده هزار خانواده بوده اگر اعضای ( بالاتراز هجده سال) هر خانواده را سه نفر محاسبه نماییم، دیده میشود که به تعداد سی هزارجوان بالغ و علاقه مند وجود خواهد داشت و اگر هریک از این سی هزار نفر، لااقل دو نفر دوست و رفیق خودشان را با خود همفکر و همراه ساخته بتوانند، در حقیقت ، پنجاه هزارافغان آمادۀ اشتراک در این حرکت بزرگ ملی خواهند بود.
حال ما باید به دو موضوع توجه جدی داشته باشیم ، بدین معنا که:
الف) این پنجاه هزار افغان محترم با وجودی که علاقه مند به چنین حرکت یا پروسۀ ملی باشند، چطور میتوانند در این حرکت شامل شده و سهم مشترکی با دیگران در تطبیق آن بخرچ دهند؟
ب) مراحل تطبیقی این حرکت و یا پروسۀ ملی در مقایسه با گذشته چه برتری هایی داشته باشد و با چه مشخصات روشن، واضح و قابل اعتماد اکثریت ملت میتواند توجه اکثریت افغانهای غیر وابسته را در داخل و خارج کشور بخود جلب نماید.
هموطنان گرامی ! طوریکه در بخشهای گذشته تذکر داده شد، اگر پنج فکتور مانند خواستن، اراده داشتن، تلاش ورزیدن، باورمند بودن و ازج گذاری به منافع ملی کشور که نزد ما وجود دارد، حتماً این پروسه بخوبی نه تنها پیش خواهد رفت ، بلکه مطابق میل و خواستۀ اکثریت ملت به اکمال هم خواهد رسید.
این حرکت طوری باید بنیان گذاری گردد که بتواند عملاً وظایف را انجام داده اعتماد افغانهای محترم را بخود جلب نماید. این حرکت انشاالله برای هموطنان ما چنان فضای اطمینان را آماده سازد که هدف ها و ارمانهای ملت ما را انعکاس داده بتواند و ثابت سازد که هدف این پروسه، تعیین کردن کدام رهبری شخصی نبوده و اهداف شخصی کدام سازمان و یا حزب یا ایدئولوزی شخصی را بالای هموطنان تحمیل نکرده تفرقه های مذهبی ، منطقوی و لسانی را براه نینداخته خصلت جرم شماری و ملامت و سلامت گفتن را پیشۀ خویش قرار نداده پیشنهادات و نظریات معقول هموطنان مانند گذشته نا دیده گرفته نشده، بلکه هدف ما این است تا با ایجاد یک حرکت ملی سالم، با ارج گذاری به نظرات شما روحانیون ، علمای واقعی دینی و مذهبی، دانشمندان ، آگاهان، نخبه گان داخل و خارج کشور که با درک و علاقه از داخل وخارج کشور درجست وجوی چنین راهی بوده اید، در اثر تلاشهای تان بالاخره یک پروسۀ ملی افغان شمول ایجاد گردد. آنگاه همه خوابهای ما به واقعیت عینی تبدیل خواهد شد که با توکل به خالق یکتا و حمایت و پشتیبانی ملت ، به چنین هدفی نایل آییم.
اکنون شاید این سوال مطرح شود که پیشبرد این پروسۀ ملی، مصارف مالی را ایجاب مینماید. این مصارف از کجا و چطور تدارک دیده میشود ؟ در این مورد با اتکا به یک فورمول دقیق و با برخورداری از حضور پنجاه هزارافغان، به آسانی میتوان همۀ مصارف این حرکت را تکافو نمود. بدین معنا که اگرهرافغان اشتراک کننده دوساعت کار افتخاری در یک هفته و پرداخت صرفاً ده دالردریک ماه و یکصد وبیست دالر در یکسال را متقبل گردد، مشکل مالی حل خواهد شد. حتا هموطنان گرامی ما میتوانند همین کار و تعهد را تنها برای یکسال طور امتحانی انجام دهند. درصورت شکست احتمالی، مجموع خسارۀ هرکدام ما در یکسال صرفاً 120 دالر و ضایع شدن تنها 104 ساعت کار افتخاری خواهد بود و دیگر باختی نخواهد داشت . ولی در صورت پیروزی، سرنوشت ملت بیست و شش ملیونی افغانستان تعیین خواهد شد.
دراخیر باید بعرض رسا نید که این مسوده، کاملاً ابتدایی بوده دارای کمبود و نقایص زیادی خواهد بود. ولی از ذوات هموطن تقاضا میرود تا از طریق اشتراک در این حرکت جدید و ارائۀ نظرات و پیشنهادات شان ، نه تنها در غنامندی آن بیفزایند ، بلکه مطابق با صدا وفریاد وجدان بیدار شان، به ملت زجر دیده، پامال شده و زخم خوردۀ افغانستان عزیز مصدر کار و خد متی شوند. با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *