ارزش زن (شعر)

سامیه اصیل

Samya Asil

سامیه «اصیل»

ارزش زن

قبای پیکرش باشد عزت
نمیخواهد بجز آزادی لذ ت
نمیگوید به فحشا میزند دست
نمیخواهد به مشروبش کنند مست
نمیگوید سر و تن میکند لخت
بدین و مذهبش باشد همی صفت
فقط خواهد زبانش را نبندید
هرانچه بر شماست بر وی پسندید
هزاران حرف دل نا گفته دارد
هزاران آرزوی خفته دارد
گذارید تا غم دل را بگوید
و خون دل به اشکهایش بشوید
ننالد درد خود دردش خموش است
مثال جنس ارزان در فروش است
بمیدان قما رو شرط و فلاش
گهی بازند و گه گردند بشاش
اگر پول را ببازند درد سخت است
وگر که زن ببازند تخت و بخت است
سگ شان معتبر تر باشد اززن
زن شان کمترین از نرخ ارزن
ببینید سن و سال شان که چند است
ولی دل ها سر اطفال بند است
به عقد خویش گیرند دختر خود
ولی ارزش دهند بر کفتر خود
مقام و منزلش با خاک یکسان
نه قاضی نی عدالت نیست پرسان
همیشه مورد تحقیروتوهین
قرارش میدهند با چوب وقمچین
زن انسان است به وی حرمت گذارید
نه اینکه هر نفس تهمت گذارید
زن است او مادر تو خواهر تو
همان سان دختر تو همسر تو
نگویید ناقص العقل اند زنها
نگویید دایرهّ الجهل اند زنها
زن انسان است شعور و عقل دارد
تمیز خوب و بد در نسل دارد
نباشد جاهل و غول بیابان
حلیم و جاهد است زن دخت افغان
به آزمایش بگیرید فهم و درکش
نباشید هر قدم دنبال مرگش
زن است همبازوی مردان را سخ
به نامردان چنین باشد پا سخ
که زن تا زنده باشد سر فراز است
حق خود خواستن بر وی مجاز است
«اصیل» و همرهانش تا دم مرگ
نخواهند کرد میدان نبرد ترک
دهم دسمبر ۲۰۱۳ تورنتو کانادا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *