شيوع مرض «تقلب نمايندگي» از سياست به فرهنگ

SanaNikpai3

داکتر ثنا نیکپی
29 اپریل 2014، تورنتو، کانادا
نشر شده در صفحه 3 شماره 125 اندیشه نو، اپریل 2014، تورنتو، کانادا

شيوع مرض «تقلب نمايندگي» از سياست به فرهنگ

تقلب نمايندگي از متداول ترين شيوه هاي اداره و کنترول مردم افغانستان از جانب اجانب از گذشته هاي دور تا امروز، يکي از ميراث هاي ناگوار و منفي در عرصه هاي سياسي افغانستان بوده است.
سلاطين، امرا، شاهان و رؤساي دست نشانده بخاطر بقاي قدرت شان، مستبد ترين افراد را از ميان اقوام، اصناف و مذاهب به دربار راه داده اند تا نمايندگي مردم را تقلب کرده و استبداد سياسي شان را با ابزار محلي اجرا نمايند. يعني تبر وقتي قادر مي شود چوب را قطع کند که دستة آن از چوب باشد. در عرصه سياست و دولتداري تقلب نمايندگي اقوام، مذاهب، اقوام و اقشار جامعه از مروجترين شيوه هاي اداره در افغانستان است. اين شيوه ي غرض آلود دولتداري ضرر هاي زياد را به روابط مردم با دولت وارد کرده است. حمايت قدرت مرکزي از افراد مناسب براي خود شان، اصول دولتداري، عدالت اجتماعي، حقوق و آزادي هاي مردم را پامال کرده، روند اتحاد و همبستگي ملي را شديدا خساره مند مي سازد و افراد نامناسب، نا اهل، ضعيف النفس و بي دانش و غير مسلکي جاي افراد مستعد، مسلکي و با فهم را ميگيرد و موازنه رشد جامعه را مختل مي سازد که اين کار در افغانستان حرکت دوراني دارد.
اقدامات فرهنگي در افغانستان بويژه در جمعيت هاي مهاجران افغانستان در خارج از افغانستان منجمله در شهر تورنتوي کانادا نشان ميدهد که شيوع مرض تقلب نمايندگي از سياست به فعاليت هاي فرهنگي جامعه سرايت کرده است.
نهاد هاي اجتماعي و «فرهنگي» که بر اساس دلچسپي هاي قشري، سمتي، قومي، آيديولوژيک و بدست آوردن حمايت مالي دولت ايجاد مي شوند، از يک سو از حضور اصلي مردم و اقشار و اصناف جامعه ميترسند و از سوي ديگر نمي توانند بدون حضور نمايندگي وسيع مردم «مشروعيت» شان را ثابت کنند. بر منباي همين دليل آنها حضور واقعي مردم را تقلب مي کنند. براي اجراي اين هدف شان در جستجوي افرادي مي شوند تا با استفاده ابزاري از آنها حضور تقلبي ديگران را در نهاد هاي شان تامين نمايند. فلهذا با استفاده از کمبود هويت، بي هويت ترين و ضعيفترين افراد را از ميان کتله هاي مردم برگزيده و دلچسپي هاي خود را از زبان آنها بيان مي کنند و مردمي بودن نهاد هاي شان را به رخ مردم مي کشند.
با مسئوليت تمام به اين باور هستم که شيوع مرض «تقلب نمايندگي» در عرصه هاي فرهنگ از خطرناکترين شيوه هاي کار اجتماعي است که ضرر هاي زياد را بر جامعه وارد مي کند.
عمده ترين ضرر تقلب در بخش فرهنگ اينست که نقش بالنده عاملين اصلي علم، دانش و هنر «سبوتاژ»
مي شود، زبان، ادبيات و هنر به قهقرا مي گرايد و تاثير آموزنده گي، سازنده گي و لذت دهنده آن از بين مي رود. فعاليت هاي فرهنگي که ميحط سازنده براي از ميان برداشتن کمبودي هاي روحي و رواني و فرونشاندن عطش فرهنگي بايد باشد به محيط کشنده تبديل مي شود که در نتيجه مردم از فعاليت هاي فرهنگي روگردان مي شوند.
در شرايط کنوني که جامعه افغان قادر به رشد خواست هاي فکري افراد آن نيست، فعاليت هاي فرهنگي بهترين وسيله قابليت زيست افراد جامعه مي باشد. هرگاه سياست مذهبي و مذهب سياسي در تباني با برتري جويي هاي تباري توأم با تاثيرات نهاد هاي غير مدني محيط فرهنگ را هم به محيط خفقان تبديل کنند، بدون شک عاملين هنر، ادب و دانش آخرين پناهگاه شان را از دست ميدهند.
با ادامه تقلب، تفکيک خوب و بد، زشت و زيبا ، مفيد و مضر تضعيف ميگردد، ارزش عقيق و خرمهره يکسان شده خرد و حافظه جامعه از ارزش هاي معنوي خالي مي شود. اين مرض چشم بيناي جامعه را در ديد زيبايي هاي معنوي کور ساخته، نابودي فراورده هاي فرهنگ را فراهم مي سازد.
روشن است که هر روند تخريبگر با مقاومت مردم روبرو مي شود، ولي تا شکلگيري و فعال شدن مقاومت، معنويت و ارزش هاي معنوي جامعه ضرر هاي جبران ناپذير را متحمل مي شود.
پس افراد فعال جامعه که داراي بصيرت ، تفکيک و تشخيص در امور جامعه و فرهنگ شان هستند، بايست در وقايه و تداوي اين مرض خطرناک اجتماعي کمر همت ببندند و نگذارند که آخرين ارزش هاي معنوي جامعه شان در پيش چشمان شان نابود شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>