در اوکراین چه میگذرد؟

ثنا نیکپی
30 اپریل 2014
تورنتو ، کانادا
نشر شده در ص 15 ش 125 اندیشه نو، اپریل 2014، تورنتو، کانادا

ديد فرارسانه يي و فرا آيديولوژيک
در باره بحران اوکراين

بحران اوکراين در زمينه هاي ذيل شکل گرفته است:
زمينه اول: ادامه انتقام جويي ميان امريکا و روسيه که شروع آن در جنگ ويتنام و امريکا ريشه دارد. زيرا علت اساسي شکست امريکا در ويتنام کمک هاي مؤثر نظامي روس ها به ويتنامي ها بود که روسيه پاسخ اين انتقام را در جنگ افغانستان از جانب امريکا و غرب بدست آورد. به ادامه انتقام گیری های تاریخی روسيه با استفاده از حق ويتو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، از سوريه حمايت کرد و جلو امريکا در ادامه سياست سرنگوني رژيم هاي نامناسب براي غرب را با استفاده از ابزار ملل متحد گرفت و امريکا را با مشکل جدي روبرو کرد. روسيه با حمايت از رژيم سکولار سوريه و جلوگيري از به قدرت رسيدن افراط گرايان ديني در آن کشور عمل برعکس سياست امريکا در افغانستان را به پيش گرفت که در حقيقت توانست از امريکا انتقام بگيرد. بعد از سوريه نوبت انتقام به امريکا رسیده بود که از ساليان دور اوکراين را به کمک هم پيمانان اروپايي اش آماده کرده بود. تا اينکه امريکا و غرب توانستند مشکلي را در آغوش روسيه بوجود بياورد و اين کشور را با تحريم هاي اقتصادي و فشار هاي سيل آساي دپلوماتيک و حتي حضور نظامي شان در اوکراين روبرو کنند.
زمينه دوم: يک قطبي شدن جهان و يکه تازي امريکا در دو دهه اخير و ناديده گرفتن و از نظر انداختن روسيه در مسايل سياست جهاني، روسيه را که هنوز حس ابرقدرت بودن را در سر داشت، به تدريج در يک تقابل رواني قرار ميداد ولي مشکلات اقتصادي که در دوران دو رهبر دست نشانده غرب در روسيه(گرباچف و يلتسن) متحمل شده بود، نمي توانست نارضايتي اش را ظاهر کند. اين نارضايني در عمق جامعه و جنبش هاي سياسي و ملي روسيه موجود بود، ولي نمي توانست به عملکرد دولت تبديل شود.
چنانچه ولاديمير پوتين در 28 مارچ 2014، نارضايتي روسيه را حين سخنراني اش در پارلمان آنکشور چنين ابراز کرد: «روسيه تلاش مي کرد با همسايگان غربي خود گفتگو کند. ما پيوسته مي خواهيم اعتماد سازي را تقويت کنيم، ما ميل داريم مناسباتمان چند جانبه، شفاف و صادقانه باشد. ولي گامي بسوي ما برداشته نشد. بر عکس ، ما را بارها و بارها فريب دادند، پشت سرما تصميم گرفتند، ما را در برابراعمال انجام شده قرار دادند. چنين بود گسترش ناتو بسوي شرق، با ايجاد زيرساخت نظامي در مرزهاي ما در همان حال به ما تاکيد مي کردند اين ها به شما مربوط نمي شود گفتنش ساده است، مربوط به شما نمي شود . در مورد نظام دفاعي راکتي هم همين طور بود. بي اعتنا به هشدارهاي ما، ماشين کار خودش را مي کرد، جلو مي رفت. همين طور بود در مورد تعلل در مذاکرات مربوط به ويزا، در مورد تحقق راه يافتن ما به بازار آزاد بين المللي براي يک رقابت صادقانه .»1
پوتين در اين سخنراني مي افزايد: «همکاران غربي ما ، ايالات متحده آمريکا در راس آن، نه حکمفرمائي حقوق بين المللي بلکه حکمراني هر که زورش بيشتر را دنبال مي کنند. آنها مدعي هستند که چون مستثني و ممتاز هستند مجازند سرنوشت جهان را تعيين کنند، و فقط آنها هستند که صاحب حق هستند.»2
رشد سريع اقتصاد روسيه در دهه اخير به رهبري ولاديمير پوتين زمينه هاي بروز نارضيتي روسيه از جهانگشايي امريکا را آماده کرد، در جريان سياست جديد غرب مبني بر سرنگوني رژيم ها در کشور هاي مستقل، بعد از سرنگوني رژيم هاي بر سر اقتدار در عراق، ليبيا، قبل از آنکه نوبت سوريه و ايران برسد، روسيه در مخالفت با سياست سرنگوني رژيم هاي بر سر اقتدار برخاست و اول از حق ويتو اش در شوراي امنيت ملل متحد استفاده کرد و بعد در حمايت دپلوماتيک مالي و نظامي با رژيم سوريه با امريکا و اروپا راه مقابله را در پيش گرفت.
زمينه سوم: تصادم و تقابل منافع ملي روسيه و غرب بر سر تقسيم جهان به مناطق منافع ملي آنها ميباشد.
زمانيکه جهان به دو قطب متضاد شرق و غرب، کپيتاليزم و سوسياليزم تقسيم بودند، امريکا و روسيه رهبری این دو سیستم را در داشتند که بيش از هفتاد سال در يک جنگ تمام عيار رواني و تبليغاتي و آيديولوژک قرار با هم مقابله میکردند. در عقب سيستم کپيتال پيمان نظامي ناتو و در حمايت سيستم سوسياليزم پيمان نظامي «وارسا» قرار داشت. بعد از فروپاشي سيستم شرق پيمان «وارسا» منحل شد و پيمان ناتو که نام فعاليت آن مربوط به کشور هاي شمال اتلانيک بود، از ساحه معين جغرافيايي اش خارج و جهاني شدن ناتو مطرح و جامه عمل پوشيد. ناتو تا پولند قرارگاه قبلي پيمان نظامي «وارسا» رسيد و از آنجا به جمهوري هاي بالتيک شوروي سابقه(لاتوي، ليتوانياو استونيا) گسترش يافت. امريکا با پيشروي سريع و گسترش ناتو در آسياي ميانه که نگراني روسيه و حکومت هاي محلي را برانگيخته بود، با مقاومت روبرو شد و در مساله تحريکات اندي جان و اخطار حکومت ازبکستان به قوای امریکا عقب نشيني مجبور شد و در طرف 24 ساعت خاک ازبکستان را ترک کرد.
زمينه چهارم معادن شرسار و موقعيت ژيوپوليتيک اوکراين است. دانشنامه ويکيپيديا در باره اين ويژه گي اوکراين چنین مي نويسند: «اوکراين پس از روسيه پهناورترين کشور اروپاست. با ذخيره وسوسه انگيزي از معادن فلزي ارزشمند. نيمي از آهن و فولاد کل شوروي از اوکراين بدست مي آمد. چهل درصد از کل سنگ منگنز دنيا در دوران شوروي از اوکراين صادر مي شد. به اين فهرست، منابع ذغال سنگ، جيوه، تيتانيوم و نيکل را هم بايد فزود. اوکراين يکي از مهمترين کشورهاي معدني دنياست که هم از نظر تنوع و هم حجم ذخاير در دنيا کم نظير است. گفته مي شود 8000 معدن از 90 کاني ارزشمند در سراسر خاک اوکراين وجود دارد. بر خلاف بيشتر کشورهاي معدني که کشاورزي خوبي ندارند اوکراين صاحب نوع بسيار حاصلخيزي از خاک هم هست. اين خاک که بنام خاک سياه (يا سرزمين سياه) معروف است حاصلخيز ترين خاک کره زمين است و در روسيه و کانادا نيز يافت مي شود. اوکراين صاحب يک چهارم از خاک سياه کره زمين است. اين خاک استثنايي و حاصلخيز، يکي از سرمايه هاي ملي اوکراين است. کشاورزي در اين خاک بدون کود انجام مي شود. کشاورزان مي گويند سربازان نازي در جنگ جهاني دوم اين خاک را با خود به آلمان مي بردند. موقعيت ژئوپولتيک اوکراين هم براي غرب، بي نظير است. مرزهاي اوکراين تنها 600 کيلومتر تا مسکو فاصله دارند. در زمان جنگ سرد رسيدن پاي غرب به اين فاصله از قلب بلوک شرق رويا بود. اوکراين يکي از سرنوشت سازترين حلقه هاي غرب در زنجيره مهار روسيه است. علاوه بر همه اين امتيازات بالقوه، اوکراين گلوگاه انرژي اروپا هم هست. 25 کشور اروپايي، وارد کننده گاز از روسيه هستند و همه خط لوله ها به جز يکي از خاک اوکراين مي گذرند. اين يعني اوکراين گلوگاه درآمد گازي روسيه نيز هست. در روز اول ژانويه سال 2006، روسيه شير خطوط صادرات گاز از خاک اوکراين را در پي اختلاف بر سر حق ترانزيت، بست. البته روسيه و اوکراين پس از چهار روز به تفاهم اوليه رسيدند. اما اصل اختلاف پابرجا ماند. سه سال بعد در ژانويه 2009، بار ديگر شير گاز بسته شد و قرباني اين اختلاف هم صنايع اروپايي بودند. اروپا هنوز سرماي شبهاي بدون گاز، به خاطر بسته شدن اين گلوگاه را به خوبي به ياد دارد. در آن سال 18 کشور اروپايي افت فشار يا قطع کامل جريان گاز را گزارش کردند. در حال حاضر اتحاديه اروپا تقريبا 18.7 تريليون فوت مکعب گاز در سال مصرف مي کند که 16 در صد آن از خاک اوکراين ترانزيت مي شود. پس عجيب نيست که اين کشور فقير (از نظر مالي) تا اين اندازه مهم است و همين اهميت است که جامعه اوکراين را دچار دودستگي کرده است.”3
پس اقتصاد اوکراين هم براي روسيه و هم براي غرب ارزش وافر دورنمايي و حياتي را دارد.
زمينه پنجم: ظهور و گروهبندي قدرت هاي بزرگ اقتصادي در جهان. است که سياست جهاني را دستخوش تغييرات کرده و بديل هاي جديد را در برابر سياست هاي جهاني غرب بوجود آورده است. در جهان قدرت هاي بزرگ اقتصادي مانند چين، هند، ايران و کشور هاي شرق آسيا که در سابق بنام ببر هاي شرق آسيا ياد مي شدند. اين کشور ها شامل تايوان، اندونيزيا، ماليزيا.و سنگاپور هستند که نقش مهم را در تجارت و اقتصاد جهان بر عهده مي گيرند. تحولات سياسي و اقتصادي گروهبندي هاي جديد قدرت هاي جهاني را بوجود آورده است که يکي از بارز ترين نمونه هاي آن اتحاد کشور هاي شانگهاي است که دو قدرت بزرگ اقتصادي و نظامي جهان(روسيه و چين) در آن عضويت دارد. بي جا نيست اگر بگوييم که اين روند زمينه يي براي سرکشي روسيه از سياست توسعه طلبانه غرب مي گردد. پس مساله اوکراين بهترين دليل براي روسيه است که موجوديت خود در سياست جهاني را ثابت کند.
زمينه ششم: تعلقيت ديني ساکنان اوکراين نيز زمينه اختلافات بوده مي تواند. زيرا غرب اوکراين که در قيموميت کشور هاي غربي قرار دارد، مانند کشور هاي غربي پيرو آيين کاتوليک و مردمان شرق بيشتر معتقد به آيين ارتدکس هستند. مشکل غرب در اين است که کاتوليک هاي اوکراين اقليت و پيروان ارتدکس که همکيشان روس ها هستند، در اکثريت مطلق قرار دارند، چيزي که به نفع روسيه مي چرخد. به همين ترتيب صفر مميز 6 در صد يهودي در اوکراين زندگي مي کنند که در مقابل آن صفر مميز 7 در صد مسلمانان قرار دارند. پس ساختار ديني-مذهبي اوکراين نيز اين کشور را به روسيه و سيستم ديني آن کشور متمايل ساخته است که در بحران اوکراين زمينه ي قابل حساب مي باشد.
زمينه هفتم، ميکانيزم سياسي و اجرايي بحران اوکراين است. غرب در سياست توسعه طلبانه اش ابدا بر نيروي هاي تند رو ديني، بنيادگرايان و افراد تخريبگر متکي است که بعد از سرنگوني رژيم بر سر اقتدار، قادر به تشکيل دولت نباشند و در هر قدم محتاج غرب باشند که عراق، لبيا، افغانستان و غيره مثال هاي انکار ناپذير در اين مورد ميباشد. در اوکراين نيز غرب بر افراطگرايان راديکال و کاتوليک هاي اقليت متکي است.
اين نيرو ها فقط رسالت تخريب رژيم را دارند تا تشکيل دولت ملي که بتواند از تماميت ارضي اوکراين دفاع کند و اداره اقتصاد کشور را بر عهده بگيرند. افراد متعلق به نهاد هاي سياسي- نظامي اوکراين بجاي گفتگو . تفاهم، به تحريکات مي پردازند و زمينه هاي مداخله روسيه بر خاک شان را آماده مي کنند.
زمينه هشتم: چيزييکه تسلط و کنترول غرب بر اوکراين را در بحران دايمي نگهداري خواهد کرد، نزديکي زباني فرهنگي و قرابت خوني روس ها با مردم اوکراين است. اين نزديکي ها به روسيه کمک مي کند که در دور مدت تاثير عميق تر از امريکا بالاي اوکراين را داشته باشد.
بيش از هفتاد سال زبان رسمي، آموزشي ، علمي و تجاري مردم اوکراين زبان روسي است. زبان اوکرايني نتوانسته و به زودي نمي تواند جاي زبان روسي را بگيرد. اصلاحات تندروان ناسيوناليست به کمک خارج نمي تواند موثر تمام شود. از ديد فرهنگي مردم اوکراين با روسيه قرابت عميق و مشترک دارند که عقده هاي ناشی محروميت هاي سياسي نمي تواند آنرا از ذهن مردم بتراشد و بجاي آن فرهنگ جديد را جاگزين کنند. اصلا گروه هاي راديکال عامل چنين بديل فرهنگي نيستند، عملکرد آنها متاسفانه در تحريکات، ايجاد بي ثباتي و نفاق جهت دارد نه در سازندگي.
اگر روس ها و اوکراييني ها را از قرابت خوني و زيست شناسي مطالعه کنيم، هردو از قبايل سلاوي اند که در سده هاي متمادي در باهمي زيست داشتند و دولت ها و امپراتوري هاي را تشکيل داده اند و در جنگ هاي جهاني در کنار يکديگر بوده اند.
در نتيجه بايد گفت که بحران اوکراين زمينه هاي عميق تاريخي دارد که جوانب و پهلو هاي خارجي آن بيشتر از تاثيرا داخلي آن ميباشد. تاثيرات خارجي مي تواند فروکش کند، ولي ضابطه هاي عميق تاريخي و مولفه هاي ريشه دار فرهنگي را نمي توان به آساني زدود.
هدف غرب در اوکراين شايد تکتيک هاي بخاطر آزار و اذيت و بدام اندختن روسيه باشد که اگر بتوانند روسيه را يک بار ديگر به زانو درآورند، در آنصورت هم روسيه و اوکراين لقمه يي چربي خواهند بود.
بايد دانست که در صورت باقي بودن روسيه با وضعيت و حالت کنوني، غرب هرگز قادر به استفاده از منابع اوکراين نخواند بود.
مساله اوکراين مي تواند باعث تغيير سياست جهاني و عقب نشيني غرب شود، يا آتش جنگ ميان شرق و غرب را شعله ور کند.
منابع:
1. شبکه خبري هزاره سوم، 16 حمل 1393
2. دانشنامه انترنيتي»ويکيپيديا
3. همان منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>