موج سوم اپوزیسیون تقلبی

شماره 106 اندیشه نو

نشر شده در صفحه 3 شماره 132 اندیشه نو، نومبر 2014، تورنتو، کانادا

یار

تبصره سیاسی

موج سوم اپوزیسیون تقلبی

اتفاقی نیست که تبارز و تظاهر موجی از ادعاگران اپوزیسیون تقلبی در بیش از دو دهه حضور کشور های خارجی در افغانستان، قبل از انتخابات پارلمانی به طغیان آمده اند. موج اول در سال 2005 میان حامد کرزی و نخبه های سیاسی حزب جمعیت اسلامی بوحود آمد و بعد از پذیرش «پیروزی» حامد کرزی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری از طرف رقیب انتخاباتی اش یونس قانونی بروز اپوزیسیون هم به سازش تبدیل شد و پروسه ی اپوزیسیون سازی به تقلب گرایید. در سال 2004 یک سال قبل از این سازش مقاله یی را زیر عنوان (تحلیلی از نخستین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان) یعنی تقریبا یک سال پیشتر از انتخابات پارلمانی نوشته بودم که در متن این مقاله آمده بود که: «اولا آقای کرزی حق ندارد که هم قدرت را در دست داشته باشد و هم اداره اپوزیسیون را . اپوزیسیون مطابق رشد و ضرورت های جامعه تشکیل میگردد و این حق افراد جامعه است که نظر به خواست های اجتماعی ، سیاسی اش با شیوه کار حکومت موافق یا مخالف باشد و در صف یکی از آنها بپیوندند. هرگاه گرداننده های پشت پرده این نیت را داشته باشند که با دولت «مقتدر» توأم با مشخصات کلیرکالیزم ، قدرت اپوزیسیون را نیز جعلی بسازند ، در آنصورت ، بدبختی های جدیدی منتظر ملت ما خواهد بود. دوم کسیکه از اصطلاح قبول شده سیاسی و حقوقی خجالت می کشد ، او درایت اجرای این کار عظیم ملی را ندارد و شاید این لقب مانند «بابای ملت» به وی اعطا شده باشد. پس رقابت یونس قانونی با حامد کرزی نمایشی بوده است تا چهره و قواره اپوزیسیون را بکشد و (جام زهر) را که نوشیده بود بجای زهر شکر انداخته شده باشد که دهن وی را شیرین کند.»1
موج دوم اپوزیسیون سازی قبل انتخابات ریاست جمهوری در میان حلقات حامد کرزی و نخبه های سیاسی مجاهدین، بخصوص شخصیت های سیاسی جمعیت اسلامی توأم با ساز ش و خصومت شکل گرفت و این پروسه در انتحابات ریاست جمهوری سال 2008 به اوج خود رسید و با خودداری داکتر عبدالله عبدالله از رقابت در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ، چهره اپوزیسیونی داکتر عبدالله عبدالله تا حدی حفظ گردید.
موج سوم تظاهر اپوزیسیون بودن را که خطرناک ترین تبارز اپوزیسیون تقلبی است، توسط حامد کرزی به طغیان آمده است.
حامد کرزی به سادگی ادعا می کند که گویا، «دولت وحدت ملی به مخالفین سیاسی نیاز ندارد»، ولی خود دو سال تمام، در چهارچوب مخالفت با قوای خارجی ، راه های تبلیغاتی و فکری مخالف بودن سیاسی را برایش هموار می کند. اپوزیسیون بودن کرزی چهار بند خواهد داشت. اول تبارز به صفت مخالف سیاسی در تبانی با حلقات قدرت در افغانستان و منطقه و کشور های دیگر، دوم آمادگی برای رسیدن به ریاست پارلمان افغانستان در دور بعد ، سوم آمادگی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری بعد از پنج سال. بند چهارم حامد کرزی نزدیکی با طالبان و پاکستان خواهد بود. او در جریان اپوزیسیون بودنش، با طالبان و شناسایی آنها به صفت مخالفین سیاسی قدم های سریع برخواهد داشت. زیرا او در این راستا از راه های نامعقول و غیر دولتی مانند تشکیل شورای صلح ، شورای علما و ده ها مسایل استخباراتی کار کرده و تجربه تقریبا دونیم دهه را در زمینه دارد.
کرزی در طرح این نقشه تنها نیست، کشور های منطقه، دست های از دور به او اجازه داده اند که آنها را به باد انتقاد بگیرد و خود را تبارز بدهد.
هرگاه کرزی موفق شود که به صفت رهبر اپوزیسیون تبارز نماید، افغانستان در انتظار فاجعه های جدید و نابودگر خواهد بود، دولت و حاکمیت ملی در افغانستان برنخواهد گشت.
1.» تحلیلی از نخستین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان»، صفحه ص 2 ، ش 4 اندیشه نو، 2004م، تورنتو ، کانادا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>