مصاحبه داکتر ثنا نیکپی با حسین رحیمی رییس بخش امریکای شمالی کانون هنری کوشانی

مصاحبه اندیشه نو با حسین رحیمی را اینجا بخوانید

پاسداران میراث کهن

اینکه میگویند تمدن بشری برپایه های نیرومند فرهنگ و هنر استوار است، یک واقعیتی است انکارناپذیر. تمدن را مجموعۀ دست آوردهای مادی و معنوی بشر در یک منطقه، کشور یا عصر معین، یا حالت پیشرفته و سازمان یافتۀ فکری و فرهنگی هرجامعه که نشان آن پیشرفت در علم و هنر و ظهور نهادهای اجتماعی و سیاسی است، تعریف کرده اند. یعنی فرهنگ و هنر پدیده های است که تمام دست آوردهای مادی و معنوی بشر را در خود نهفته دارد. پیشرفت مدنیت را بر مبنای پدید آوردن آثار هنری و فرهنگی آن می توان مورد ارزیابی و پژوهش قرار داد.عجایب اهرام بزرگ مصر، تمثال و تندیس های عظیم بودا ها در بامیان، دیوار بزرگ چند صد کیلومتری در چین و ده ها نمونه عجایب دیگر که به دستان ظریف و هنر آفرین هنرمندان آن خطه ها ایجاد و ساخته شده و پس از سپری شدن سده ها همچنان سمبول و نمونه تمدن پبشرفته آن کشورها به حساب رفته، تعجب آور و شگفتی بر انگیز اند.
در کشور عزیزما افغانستان هیکل های بزرگ بوداهای بامیان که یکی از عجایب هفتگانه جهان بشمار میرود، توسط سرپنجۀ طلایی هنرمندان بامیانی در جدار کوه صخره ای بنا شده، سالهای متوالی را در بر گرفته تا به پایۀ اکمال رسیده است. نه تنها ساختار مجسمه های بودا در دل کوه، ساحتمان و ایجاد صد ها مغاره و سموچ، برای بودوباش راهبان و زایران بودایی که همه در دل کوه کندن کاری و تزئین وگچ کاری شده و همچنان رسامی ها و میناتوریهای بی شماری در دیوارها و سقف های گچ کاری شده، منقوش گردیده که حیرت، تحسین و تعجب همه را بر می انگیزد. به خصوص میناتوری های که برای زینت طاقها و رواق های چهاراطراف بوداها با ظرافت وهنرمندی خاصی رسامی گردیده که در تصور نمی گنجد.وقتی میتوان به عظمت و شکوهمندی این کار کرد بی نظیر هنری به خوبی پی برد که بوداها و سایر آثارتاریخی و باستانی بامیان را از نزدیک نظاره کرد و به شکوهمندی و بزرگی آن مُهر تایید گذاشت. به ویژه هنرمندان رسامی که با عشق و علاقه و با ابتدایی ترین وسایل، چگونه موفق شده اند که سالهای متمادی بارنگها و مویک ها در آن ارتفاع 56 متری با حوصله مندی و بردوباری آثار آن چنان سترگ و جاویدانی خلق نمایند.
با این درآمد کوتاه، باید اضافه کرد که ما به ارزش واهمیت کار کردهای فرهنگی و هنری که نیاکان و اجداد ما، برای ما به یادگار گذاشته، وقتی می توانیم بخوبی پی ببریم که از نزدیک آن را مشاهده، نقد و ارزیابی کنیم و با چشمان خریدار تمام ظرافت ها، باریکی ها و خم و پیچ هنری آن را به دقت نگاه کنیم و به عمق کارهای هنری آن واقف شویم. با اینکه از مجسمه ها و پیکره ها، نقاشی ها و میناتوری های چهار اطراف بوداها آثار بجا نمانده است، ولی تمام آن آثار گرانبها در ورقهای زرین تاریخ درج است و هیچ نیروی قادر نیست تا آن را از حافظه ماندگار تاریخ ها بزدایند.
در گفت و شنودی که در زیر از نظر شما گزارش خواهد یافت، کار کردهای هنری اشخاصی را معرفی میداریم که در جمع هنرمندان سرشناسف، کانون فرهنگی و هنری را پایه گذاری کرده اند که احیا و زنده کردن مفاخر تاریخی در راس کار آن قرار دارد. رسام نقش آفرین که با سرانگشتان سحرآمیزش، جادو میکند، محمد حسین رحیمی است. نقش پای روزگار،زندگی مشقت بار، آوارگی و مهاجرت در غربت و پیری زود رس، در شقیقه های ماش و برنجش بخوبی هویدا و نمایان است. سختی ها، جور و ظلم و ستم سه دهه بحران و کشمکش، حکمرانی متزلزل دولتمردان نا بخرد و تنظیم زده، کوچ و مهاجرت اجباری از یک گوشهه گوشۀ دیگر جهان به هیچ وجه لبخند امید و آرزو را از لبان متبسم وی نه زدوده است. او به آینده با خوش بینی و امیدواری می نگرد.
اقای رحیمی و همقطاران و همکاران خردمندش تعهد سپرده اند که در کانون هنر کوشانی که ده ها عضو در سراسر جهان دارند، برای احیا و زنده نگهداشتن افتخارات فرهنگی و هنری مردم هزاره که استبداد به سرکوب و اختناق، توهین و تحقیر آن سالها مبادرت ورزیده ، همت گماشته اند. ده ها هنرمند نقاش و رسام برجسته اعضای کانون که در ده ها نمایشگاه های بین المللی فعالانه سهم گرفته، به جایگاه و مقام بلندی دسترسی پیدا کرده اند. ده ها جوایز، القاب، پاداش و انعام، تحسین نامه ها، بدست آوردن عضویت های نمایشگاه های بین المللی، قرار دادن اثار رسامی شدۀ اعضای کانون از مناظر و مفاخر افغانستان درآن نمایشگاه ها، از فعالیت های برجسته این کانون شناخته شده هنری است.
عجیب تر ازهمه، کانون فرهنگی کوشانی ها که در سطح جهانی شناخته شده و معروف است.و سوابق طولانی کار و فعالیت هنری در کویته پاکستان که هسته کانون نیز در آن جا گذاشته شده است، دارد. ولی از طرف دولت افغانستان مجوز فعالیت رسمی را گرفته نتوانسته اند. بدبختانه هیچگونه دلایل قناعت بخش هم از طرف مقامات در این ارتباط ارائه نگردیده است.
نشرات و تبلیغات سرکاری و درباری تلاش و ادعا دارند که گویا مردم افغانستان علاقمندی به بازگشت و بازسازی کشور ندارند، ترجیح میدهند که در خارج از کشور بسر برده، وطن را بباد فراموشی بسپارند. ولی وقتی یک کانون فعال هنری که صدها نفر هنرمند برجسته در ان عضویت دارند و ده ها سال سابقه فعالیت هنری در خارج از کشور، بدون کدام دلایل قانع کننده و قانونی از شناخت آن سرباز میزنند، که جای تاسف و تاثر فراوان است. درحالیکه کارهای هنری و فرهنگی ارتباط به سیاست و سیاست بازی ندارد.
هنر رسامی و نقاشی که عمر طولانی به پیمانه عمر انسان دارد . نخستین نشانۀ ان کندن کاری و حک کردن رسم حیوانات وحشی و شکاری در روی سنگها است. اینگونه رسامی در صدها نقطۀ سنگی کشور موجود است. آوانیکه انسان با استفاده از رنگ و رنگ آمیزی پی بردند، این هنر مرغوب و دلکش گامی بسوی رشد و ترقی برداشت و به تدریج جایگاه واقعی خویش را باز یافت. در سده های پسین این هنر به پیشرفت های بزرگی نایل گردید. بزرگترین هنرمندان این عرصۀ نامهای شان را درج تاریخ نمودند.. به هرصورت
هنگامی به منزل نشیمن استاد حسین رحیمی داخل می شوی، گویا به نگارستان رنگینی گام می گذاری که در و دیوار آن مملو از نصب تابلوهای رسامی شده است. بیشترین تابلو ها و تصویر ها صبغۀ تاریخی دارد.این امر نشان دهنده آن است که بیشترین توجه و دلبستگی هنرمندان کانون کوشانی ها به احیا و زنده نگهداشتن مفاخر تاریخی و ملی است. مضمون عمده دیگر رسامی ها بوداهای معدوم شده بامیان، توسط گروه بی فرهنگ طالبان است. تصویر تابلوها و نقاشی ها چنان ریالستیک وواقعگرا هستند که در وهلۀ اول اگر بدقت نگرسته نشود، تشخیص آن از تصویر عکاسی شده دشوار به نظر میرسد. رسمهای که به سبک رومانتیک به تصویر کشیده شده، تخیل و اندیشۀ هنر مندی، بیشتر دران نمایان و دخیل است.
با اینکه انقلاب تکنالوژِی و به میان آمدن کامره های دیجیتال و حتی پبشرفته تر از آن به بازار عرضه گردیده ولی این امر به هیچ وجه موجب آن نگردیده که آسیبی به اهمیت و ارزش رسامی و نقاشی وارد کند.
در میان رسامی ها چند تابلوی خود نمای میکند که شاهکار هنری به حساب میروند. انتخاب رنگها، ترکیب رنگها، زاویه دیدگاها و مناظر و مضمون ها همه استادانه و ماهرانه صورت گرفته که ورزیدگی و خلاقیت رسامان را نشان میدهد. رسامی های موجود منزل استاد رحیمی که شکل یک نمایشگاه و یا گالری رسامی را دارد، در مجموع کار کردگی عده ای از هنرمندان این عرصه را به نمایش میگذارد، و هم در برخی نمایشگاه های داخل کانادا نیز در معرض تماشا قرار داده شده است که واقعا مورد پسند و تحسین هنردوستان قرار گرفته که باعث دلگرمی و پشتکار بیشتر هنرمندان موصوف گردیده است.
آقای رحیمی با جبین کشاده و پیشانی باز و لبخند دایمی که عادت همیشگی شان است از ما با چای معطر و میوه خشک پذیرایی کرد، در دیدار نخستین تماشای رسامی ها و عکاسی ها، مارا چنان مجذوب و مبهوت ساخت که چای و میوه خشک را از یاد بردیم. مشارالیه با حوصله مندی تابلوهای رسامی شدۀ هنرمندان مختلف را معرفی نمود، مضمون واندیشۀ رسامی ها را تشریح و توضیح نمود. وقتی به ظرافت های تابلوهای رسامی شده به نظر خریدار می نگری، آنگاه است که به عظمت و ارزش کارهای هنرمندان کانون فرهنگی کوشانی ها به خوبی پی میبری. تابلو ها و تصاویر همه دیدنی است، نه تشریح کردنی…کار کردها افتخار آفرین، ماندگار، پایدار و جاویدانه اند. هنرمندان گرامی! دستان تان درد نکند.
توجه شما را به ماحصل مصاحبه ی که توسط داکتر ثنا نیکپی اجرا شده است، معطوف میداریم.
سوال: آقای رحیمی ، اگر مختصرا در باره خود و کار های تان به خواننده های اندیشه نو معلومات بدهید ، ممنون خواهیم شد.
جواب: اجازه دهید از جانب خود و به نمایندگی از کانون هنری کوشانی از همه فرهنگیان ، هنرمندان و هنر دوستان وطن عزیز از هیات تحریر اندیشه نو اظهار سپاس نمایم که زمینه چنین یک گفت و شنود را مساعد کردند. در جواب سوال تان عرض نمایم که من در مالستان سرزمین باستان غزنه بدنیا آمدم و بعدا به کابل مسکن گزین شدم. بعد از حوادث خونبار غرب کابل یکجا با خانواده ام مجبور به ترک وطن شده در هزاره تاون کویته پاکستان اقامت اختیار کردم. کار های هنری ، از جمله ذوق نقاشی از کودکی در روح و روانم موجود بود . اما در کویته کار منظم و سیسماتیک هنری را آغاز کردم.
سوال : مشوق شما در این راه کی بود؟
بعد از تخریب و نابودی آثار هنری در افغانستان ، تصمیم گرفتم با دست اندرکاران هنرکده غلغله که قبلا توسط استاد حسن علی هاتف در سال 1995 ایجاد گردیده بود ، همکاری را آغاز کردم. آقای هاتف از استادان معروف است که بیش از 23 سال مشغول فعالیت های هنری در افغانستان ، ایران و پاکستان است.
سوال: شما از هنرکنده غلغله نام بردید. اگر در این باره معلومات بیشتر بدهید ، ممنون می شویم.
جواب: غلغله نخستین نهادی بود که در سال 1995 در کویته پاکستان ایجاد گردید که استاد هاتف در راس ان قرار داشت. بعدا هنرکده غلغله را بنام هنرستان شامامه نامگذاری کردیم و در پهلوی هنرستان شامامه نهاد جدیدی بنام «هنرستان هزاره کوشانی» ایجاد گردید که در راس آن استاد سعادت علی قرار داشت.
سوال : نهادینه سازی فعالیت های هنری تان چه انگیزه داشت و گستردگی و موثریت آن تا چه احد بود؟
جواب: زمانیکه ما مجبور به ترک کابل می شدیم ، نابودی و نابودگری گروه های هنرستیز را که موجب تلفات سنگین انسانی و فرهنگی می شد به چشم سر مشاهده کردیم. واضح است که تلافی ضایعات انسانی ناممکن است و ما به تلافی ضایعات هنری پرداختیم. بالاخره هرگاه کسانی که تاریخ و فرهنگ ما را نابود می سازند ، کسانیاشند که آنرا احیا کنند . این بود انگیزه اصلی نهادینه سازی فعالیت های هنری ما در خارج از کشور.
در جواب بخش دوم سوال شما که در باره موثریت و گستردگی نهاد های هنری باشد ، به عرض رسانیده ی شود که تا سال های 2002 از هنرکده غلغله ، هنرکده سعیدی و فاین آرت که سه نهاد همجوار بوندد،9 نهاد هنری بوجود آمد که به فعالیت های موثر و گسترده مبادرت ورزیدند. لازم میدانم که از این نهاد ها نام ببرم:
1.هنرستان هزاره های کوشانی
2.هنرستان بامیان باستان
3. هنرستان شامامه
4. هنرستان البیرونی
5. هنرکده استاد سعیدی
6. هنرکده بلخی
7. هنرکده دانش کمال
8. ویژن آرت لاین
9. فاین آرت
سوال: پس هنرکده «غلغله» تجزیه شد ، یا چطور؟
جواب: نه خیر ، برعکس ، فارغان هنرکده هر کدام مکتب های مستقل را ایجاد کردند و هنرکده غلغله به هنرکده ها تبدیل شد. خوشبختانه در سال 2002 همه هنرکده ها با هم یکجا شدند و «کانون هنری کوشانی» را ایجاد کردند.شورای مرکزی این کانون متشکل از 30 نفر است که در کشور های مختلف جهان فعالیت می کنند.
سوال: می توانید اعضای شورای مرکزی کانون را معرفی کنید؟
جواب: به کمال میل. اعضای شورای ما قرار ذیل اند:
1.حسن علی هاتف رییس
2.سلمان علی ارزگانی سابق رییس انجمن خوشنویسان
3. سعادت علی هزاره
4. خادم علی
5. سعیدی
6. لطف الله لطفی
7.جاوید کریمی
8.نعمان ساحل
9.شاه عبدالله
10. احمد جمیل
11. عبدالله فخری
12. نعمت یما
13.محمد ضیا …
14.نوروزعلی
15. میلاد
16. غلام علی دانش کمال
17. عبدلولی
18. علی باتور نماینده کانون در نیوریلند
19.ولی
20.شجاع کوشانی
21. عبذالرزاق نجیبی
22.موسی هزاره نماینده کانون در ونیپک – کانادا
23. همایون وفاجو نماینده کانون در انگلستان
24. حیات الله هزاره نماینده کانون در آسترالیا
25. ذکریا
26. ذکیه
27 . حسین رحیمی نماینده کانون در امریکای شمالی
28. میرزایی
29.حسین رضایی نماینده کانون در ایران
30. اشفاق
سوال : در چند مملکت فعالیت دارید؟
جواب: ما در کانادا، افغانستان، نیوزیلاند، پاکستان ، ایران ، انگلستان و آسترالیا فعالیت می کنیم. ضما باید یادآور شوم
ه کانون هنری کوشانی دارای موزیم هنری در مرکز مسابقه بین المللی ((River of words که در امریکا مرکزیت دارد ، میباشد. قرار است دو تن از اعضای شورای مرکزی هر یک حیات الله و سعادت علی هزاره که از جانب مرکز مسابقات جهانی دعوت شده اند ، عازم آنجا شوند.
سوال: آقای رحیمی ، جالب خواهد بود که از کار های هنری و نهادی تان در افغانستان چیز هایی بگویید.
جواب: متاسفانه در اجرای کار های هنری در افغانستان با بیشترین مشکلات روبرو بوده ایم. مثلا : در سال های 2005 و 2006 استاد حسن علی هاتف سفر هایی در کابل داشت تا کانون را ثبت و راجستر کند. کار ثبت کانون در کابل با کارشکنی کارمندان «فرهنگی» دولت روبرو گردیده و کانون راجستر نشد.
سوال : علت این کار شکنی در چه بود؟
جواب: آقای نیکپی ، اجازه دهید که من از شما بپرسم که چرا مجسمه های بودای بامیان از طرف حکومت بر سر اقتدار تخریب گردید. موانع در برابر فعالیت های فرهنگی ما نیز همین انگیزه را دارد. بدون شک اندیشه های طالبی در حکومت کنونی ریشه های عمیق دارد و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. هنرستیزی خصلت گروه های ظلمانی است که در ساختار و تار و بود دولت کنونی تنیده شده است. دولتیکه از نقاشی می ترسد ، بدون شک همان خصلت را بخود حفظ کرده است که طالبان از موجودیت مجسمه در هراس بودند.
سوال: آقای رحیمی ، خوب می شود ، اگر در باره نمایشات و نمایشگاه های هنری کانون معلومات بدهید.
جواب: کانون هنری کوشانی تا حال 15 نمایش هنری در پاکستان و کانادا انجام داده است .
سوال: در افغانستان هم نمایشگاه و یا کدام فعالیتی هنری داشتید؟
جواب: همانطوریکه قبلا گفته شد ، حکومت افغانستان کانون هنری ما را رسمیت نداد . نمایشات ما نیز به همین دلیل صورت نگرفته است. قابل یادآوری میدانم که پرستیژ جهانی کانون هنر کوشانی تنگ نظری های مسوولین به اصطلاح فرهنگ را برانگیخته و از فعالیت آن در افغانستان عمدا جلوگیری می شود.
سوال: برخورد نهاد های اجتماعی مانند اتحادیه ها و موسسات خیریه ، تجاری و مذهبی جامعه مهاجر افغان با شما چطور بوده ، آیا گاهی مورد نوازش ، تشویق و همکاری آنها قرار گرفته اید.
جواب: به نظر من نهاد های افغان در کانادا کاپی بالمثل دولت افغانستان است که بر اساس ضابطه های اجتماعی نیازمندی های صنفی و مدنی ایجاد شده اند . از طرف کسانیکه ایجاد شده به رسم و اشاره آنها فعالیت می کنند. به همین دلیل است که ما کوچکترین همکاری را از آنها ندیده ایم و این امید را هم نداریم.
نسوال : آیا نهاد های افغان از آثار نقاشی شما در نمایشات شان استفاده کرده اند ؟
جواب: تا حال ما موفق شدیم که نمایشگاه های را در یکی از جشن های اسماعیلی در کنونشن سنتر داشته باشیم که بسیار با شکوه بود. همچنان در محفل یادوبود مولانا جلال الدین بلخی که از طرف انجمن اجتماعی و فرهنگی افغان های کیوبک برگزار شده بود ، در پولی سنتر به مناسبت سال نو ، در خانه علم و فرهنگ جاپانی های مقیم کانادا ، در دوازدهمین سالگرد شهید مزاری در جامعه اسلامی امکان نمایش آثار ما میسر گردیده است. ولی نهادهای جامعه افغان در تورنتو نه به ما و نه به اثار هنری ما علاقه مندی نشان نداده اند.
در بعضی مواقع ما از نهاد های افغان چنین برداشت داریم که آنها ظرفیت و گنجایش هنر ما ندارند.
سوال: آقای رحیمی ، اگر از نمایشگاه ها بگذریم و در باره دیگر دستاورد ها و کارکرد های کانون به خواننده های اندیشه نو معلومات دهید دلچسپ خواهد بود.
جواب: ما در مسابقات بین المللی اشتراک کرده ایم که دستاورد های چشمگیری نصیب ما شده است. مثلا : در سال 2002 در مسابقات بین المللی هنر های زیبا بنام (River of words ) در امریکا ، دو عضو کانون مقام های هنری را کمایی کردند.
در سال 2003 یعنی یک سال بعد همین مسابقات که در آن 12 هزار اشتراک کننده از سراسر جهان بود ، 14 عضو کانون هنر کوشانی مقام های هنری را بدست آوردند.
در سال 2003 در مسابقه بین المللی اسرا ( ) در پاکستان کانون هنر کوشانی مقام های اول ، دوم و سوم رااز ان خود کردند. گرچه تنظیم کننده پاکستانی نمی خواستند اعضای کانون هنر کوشانی در این مسابقه اشتراک داشته باشند . زیرا میدانستند که برنده حتمی مسابقه ما هستیم.
بعد از ختم مسابقه وزیر تعلیمات پاکستان در یک نتیجه گیری مایوسانه گفت: (مهاجران افغان بدون هر نوع امکانات و پشتیبانی در مسابقه برنده شدند و هنرمندان پاکستانی که امکانات زیاد دارند و از حمایت دولت برخوردارند نتوانستند با افغان های مهاجر مقابله نمایند.) به عقیده من این یک دستاود نه تنها هنری بلکه سیاسی نیز است.
در مسابقه رسامی بین المللی امریکا در سال 2004 ،12 عضو کانون در میان 15 هزار اشتراک کننده جوایز هنری را کمایی کردند و در جدول فینالیست های جهان قرار گرفتند.
در سال 2005 در مسابقات امریکا ، کانون هنری کوشانی مقام اول را بدست آورد و 3 نفر عضو کانون شامل لست فینالیست ها شدند. یک سال بعد یعنی 2005 بعد مسابقات استرالیا کانون ما در میان 4500 استراک کننده باز هم مقام اول را بدست آورد.
سوال: آقای رحیمی ، دستاورد های چشمگیر و کمیت کار های هنری تان در خور تحسین است. بیاییم خواننده های اندیشه نو را با کیفیت کار های تان آشنا بسازیم. گرچه آقای شنبلی در مقدمه این مصاحبه در این باره معلومات مفیدی را ارایه کرده اند ، رویهمرفته بیان این موضوع از زبان خود تان به دلچسپی آن می افزاید. قراریکه می بینم یکی از پورتریت های که مقابل ما قرار دارد ، از مکتب هنری ابسترکسیانیزم کار گرفته شده است. شما دیگر از کدام شیوه ها و مکتب ها استفاده کرده اید؟
جواب:ریالیزم در نقاشی یک اصل است و شیوه های دیگر نیز به شاگردان شرح و به آنها انگیزه داده می شود. اما استعداد ها مختلف است و هر کس راه خود را می گشاید. البته کانون در تلاش است که علاوه بر حفظ و حراست از سبک های قدیم شیوه ، ژانر ها و مکتب های جدید را در نظر بگیرند. چنانچه شما خود شاهد طرح های جدید و فلسفی بعضی آثار نقاشان کانون هنری کوشانی هستید.
سوال: دو سال قبل اندیشه نو گزارشی را که به استفاده ار مواد سایت های انترنیتی تهیه کرده بود، در باره کار خادم علی که مجسمه های بودای بامیان را ترسیم نموده بود ، نشر کرد. آثار خادم عمق بیشتر مکتب های نقاشی را نشان میداد. این خاصیت تنها مربوط شخص خادم علی است یا مربوط به کانون هنر کوشانی؟ در حالیکه نام خادم علی در جدول اعضای شورای مرکزی کانون موجود می باشد.
جواب: کار های آقای خادم علی شهکار بینظیر است که از افکار مترقی و شگفت انگیر او برخاسته است. در حالیکه آقای خادم علی قبل از رفتن به دانشکده هنر های زیبای لاهور حدود چهار سال شاگرد استاد هاتف بود.
سوال: تلفیق اندیشه های فلسفی آیین بودایی و اسلام بگونه معجزه آسا در آثار خادم علی جا داده شده که مبصرین غربی در مقایسه با تنگنظری های موجود در افغانستان آنرا «بدعت» خوانده اند. شما در این مورد چه نظر دارید؟
جواب:مجسمه ها بودا پرداخته دست هزاران هنرمند و هنر دوست دوره تمدن شکوهمند کوشانی است. انسان دوستی و متمدن بودن نیاکان ما کوشانی ها باعث گردید که جاده بین المللی ابریشم بوجود آید و بامیان باستان به مرکز مدنیت و گفتگوی تمدن ها تبدیل شود. ارزش تمدنی بامیان باستان و شهکار هنری آن حسادت های تنگنظران منطقه یی و فرامنطقه یی را برانگیخت و آنها در صدد نابودی آن شدند. زیرا آنها میترسیدند که مبادا این سرزمین هویت و شکوهمندی دوباره بدست آورد. به جواب دقیق سوال تان باید گفت که حسودان تخریبگر اگر داخلی باشند یا حامیان خارجی شان ، هر نوع تجدد و نو انگاری را «بدعت» می خوانند تا با استفاده از این حربه جلو ترقی و پیشرفت را بگیرند. به نظر من «بدعت» خواندن کار عمیقا فلسفی خادم علی، پوچ و بیهوده است.
سوال:خادم علی عضو شورای مرکزی کانون هنر کوشانی در سال 2005 در جواب خبرنگاران غربی گفته بود که : (بودا برای من هويت گذشته ام به حساب می آيد. بنابراين وقتی ديگران برای تخريب بودا يعنی هويتم بر می آيند، بايد کسی برای جاودانگی آن بکوشد.) آیا شما با خادم علی موافق هستید؟
جواب: من یکی از طرفداران جدی این نظر هستم و آقای خادم علی حرف های دل مرا بیان کرده است.
سوال: جناب رحیمی برمیگردیم به فعالیت های هنری شما. دیده می شود که اکثر آثار نقاشی شما که در این جا موجود اند ، توسط فرزندان شما کار شده ، از اینکه توانسته اید این میراث گرانبها را تداوم دهید به شما تبریک می گویم . اگر معلوماتی در باره ارجمندان و کار هنری آنها ارایه کنید به خواننده های اندیشه نو دلچسپ خواهد بود.
جواب: البته متشکرم. از این تابلو ها که از کارکرد های خودم و فرزندانم ذکریا و شعیب هستند از آغاز سال 2004 به اینطرف کار شده اند. ذکریا جان 15 ساله که از سن 7 سالگی به آموزش شروع کرده و شعیب جان 14 ساله است . هردو فارغ التحصیل مکتب کانون هنری کوشانی هستند که در کویته پاکستان آموزش دیده اند.
اکنون ذکریا و شعیب در مکتب هستند که وقت فراغت شان را در خلق کردن آثار جدید نقاسی میگذرانند.
سوال: آقای رحیمی ، صحبت ما به پایانش نزدیک می شود ، آخرین گفتنی ضروری ، خواست ، خواهش و یا تقاضای تان را اگر از دیگران داشته باشید ، بگویید.
جواب: تشکر ، آخرین خواهش من از همه فرهنگ دوستان هموطن و کشور های دیگر ،
نهاد های ملی و بین المللی اینست که در استرداد همه آثار غارت شده افغانستان و احیای مجدد آثار تخریب شده و در قدم نخست اعمار مجدد مجسمه های بودای بامیان آخرین تلاش های انساندوستانه شان را بخرچ دهند.
نیکپی: آقای حسین علی رحیمی از ارایه معلومات مفصل در باره کانون هنر کوشانی از شما تشکر می کنم.
حسین رحیمی: با تشکر فراوان از شما و هیات تحریر اندیشه نو و با استفاده از فرصت از همه هنر دوستان ، نهاد های فرهنگی ، دست اندر کاران رسانه ها و جامعه بین المللی که به کانون هنری کوشانی کمک نموده و زمینه های اشتراک کانون را در مسابقات مساعد کرده اند ، از صمیم قلب تشکر کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

17,494 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>