در باره دفتر شعری بیلتون نوشه ی عزیزی غزنوی

ثنا نیکپی

معرفی کتاب:

بیلتون

داکتر ثنا نیکپی

مخ راښکاره کړی محبوبا کله نا کله/
خوښ مې په ادا کړي دلربا کله ناکله/
هير به شي ترخې د ژوندانه ټولی له مانه/
خوله که خوږه راکاندي آشنا کله ناکله

بیلتون نام مجموعه شعری است که در این تازه گی ها از شاعر شش زبان فقیراحمد عزیزی غزنوی به زبان پشتو در کابل چاپ و نشر شده است.

عزیزی غزنوی به زبان های دری، پشتو، عربی، اردو، انگلیسی و روسی می تواند تحریر و تکلم کند که تا حال شش مجموعه شعری اش به زبان دری چاپ شده و هفت کتاب دیگر را آماده چاپ کرده است.

بیلتون اولین کتاب عزیزی به زبان پشتو است. این مجموعه که کم حجم ترین کتاب عزیزی است، زیباترین اشعار پشتوی وی را با سوژه های گوناگون با خود دارد.

عزیزی برگ های نخستین مجموعه شعری بیلتون را با تشریفات تقریظ ، حمد ، نعت ، عذز و ننوات اختصاص داده است. بخش اساسی کتاب از ( څلوریزه ) رباعی در زبان پشتو شروع شده است. در رباعیات عزیزی جنگ شدید روانی و لفظی با کسانی که به عقیده وی عامل بدبختی و نقاق در افغانستان هستند دیده می شود. انتقاد شدید ضد روسی و انگریزی در هر فرد این رباعیات موج می زند و خشم عزیزی را از لحن طنزآمیز تا سرحد هجو می رساند. چون این اشعار در دهلی جدید سروده شده که مجاهدین تا هنوز روی شان را با ذغال قدرت سیاه نکرده بودند. ازینرو عزیزی چاره حل مشکل این را در نعره تکبیر مجاهدین می بیند. او می گوید:

د اسلام د تورې په زور نه هغه زور دۍ

چې روسان او انګریزان ورته سپر شي

که جهان ورته سپر د غرونو راوړي

د تکبیر په یوه نعره به بې اثر شي

این رباعی در سال 1989 نوشته شده که تبلیغات رسانه های جهانی ذهنیت مردم را به نفع مجاهدین به مثابه ناجی و فرشته نجات شکل میداد. شش سال بعد از سرودن این رباعی در 1996 که مجاهد و طالب به کمک انگریز به استفاده از نعره تکبیر مصروف کشتار، تخریب و چپاول بودند، عزیزی کرکتر یکی از رباعیات خود را مجاهد انتخاب کرده می نویسد:

ما په غاړه آچولی دی کچکول

پاس په باندې مې ایښې دۍ پکول

ليونۍ د تورو زلفو زولنو کړم

زما په … د دنیا غمونه ټول

عزیزی همانطوریکه در معاشرت آدم صمیمی و مهربان است، نه تنها در جنگ با مستبدین رباعی سروده، بلکه رباعیات عشقی نیز دارد. در یکی از رباعیاتش از معشوقه اش می خواهد که دهن اورا شرین کند، تا او تلخی های روزگار را فراموش نماید. واضح است که شیرین کردن دهن از جانب محبوب کار عادی نیست. کس چه میداند که محبوب عزیزی انسان است ، زمین یا آسمان؟ بهرصورت چیزی یا کسی است که او از آن در جدایی “بیلتون” بسر می برد. چمانچه او می سراید:

مخ راښکاره کړی محبوبا کله نا کله

خوښ مې په ادا کړي دلربا کله ناکله

هير به شي ترخې د ژوندانه ټولی له مانه

خوله که خوږه راکاندي آشنا کله ناکله

اگر از بخش رباعیات بگذریم، مجموعه بیلتون دارای غزل ، مخمصات ، شعر سفید است که هر کدام در باره حوادث مهم افغانستان، بیادو بود شعرای نامدار پشتو و فارسی سروده شده اند که هر کدام یا بیان درد های مردم افغانستان است یا نارسایی را به باد انتقاد و نیشخند می گیرد و یا فریاد جدایی (بیلتون) شاعر را از مادر وطنش به گوش ها میرساند.

اشعار قرن بیست و یکم عزیزی با تفاوت و وسعت نظر بیشتر سروده شده است. مثلا : در 2001 در تورنتو او می نویسد

زه ازبک یم زه پښتون یم زه تاجک یم، هزاره یم

خدمتګار د هر وګري د هر قام يم

له هيواد او وطنوالو سره مینه زما مذهب دی

زه شاعر د پرگنو یم په ولس کې ښایسته یم

نام کتاب بی مورد انتخاب نشده است. جدایی از وطن و مهاجرت دایمی همانطوریکه در اشعار این مجموعه تبلور دارد، نام کتاب هم از درد جدایی (بیلتون) گرفته شده است. “بیلتون” تنها صفت کتاب نه ، بلکه خصوصیت نویسنده آن نیز میباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *